محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
352
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
به همراه شرحش پيش از اين گذشت . « 1 » ( فلقد استرجعت الوديعة و أخذت الرّهينة ) منظور از امانت در اين بند ، حضرت فاطمه عليها السّلام است . امام عليه السّلام از آن جهت فاطمه عليها السّلام را گرو خوانده است كه جايگزينى از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بود ؛ همانگونه كه گرويى جايگزينى از كالاى باارزش ديگرى است . ( أمّا حزني فسرمد ) اندوه امام عليه السّلام در از دست دادن همسرش دائمى است . ( و أمّا ليلي فمسهّد ) اين بند كنايه از شدت درد و رنج است كه مانع از خوابيدن مىشود . « 2 » ( و ستنبّئك ابنتك بتضافر أمّتك على هضمها فأحفها السّؤال . . . ) امام عليه السّلام از داستان فدك ياد مىكند . خلاصه داستان آن است كه فدك نام روستايى در سرزمين حجاز بود . اين روستا در آغاز از آن يهود بود و آنان آن را در صلح با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ايشان دادند . آن حضرت نيز پيش از مرگ آن را به دخترش فاطمه عليها السّلام بخشيد . سيوطى در كتاب « الدرّ المنثور » در تفسير آيه « و حقّ خويشاوند را به او بده » « 3 » نقل مىكند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فدك را به فاطمه بخشيد . . . و چون آن حضرت از دنيا رفت ابو بكر آن را از فاطمه عليها السّلام ستاند . « 4 » عمر نيز در زمان خلافتش آن را بازنگرداند و چون عثمان به خلافت رسيد آن را به مروان حكم بخشيد . اين وضع همچنان بود تا آنكه عمر بن عبد العزيز آن را به فرزندان فاطمه عليها السّلام بازگرداند و دوباره پس از او يزيد بن عبد الملك آن را بازستاند . در زمان عباسيان نيز سفاح آن را به فرزندان فاطمه عليها السّلام داد و پس از او منصور دوانيقى آن را بازپس گرفت و دوباره مامون
--> ( 1 ) . شرح خطبه : 191 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 10 / 265 . ( 3 ) . وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ اسراء / 17 : 26 . ( 4 ) . در المنثور : 4 / 177 ؛ لباب النقول ، سيوطي : 123 .